Lingofa

auseinandergehen

از هم فاصله داشتن (نظرات) / از هم جدا شدن

Verb

مثال

  1. Ihre Meinungen gehen in diesem Punkt stark auseinander.

    نظراتشون تو این مورد خیلی از هم فاصله داره.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.