Lingofa

entscheidend

تعیین‌کننده / حیاتی

Adjektiv

مثال

  1. Sein Einsatz war entscheidend für den Erfolg des Projekts.

    تلاش او برای موفقیت این پروژه تعیین‌کننده بود.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.