eingehen auf
به موضوعی پرداختن / وارد جزئیات آن شدن
Verb
مثال
In seinem Vortrag geht er ausführlich auf die Ursachen ein.
او تو سخنرانیش بهطور مفصل به علتها میپردازه.
کلمههای نزدیک
- einer Sache Rechnung tragenچیزی رو مدنظر قرار دادن
- etwas in Anspruch nehmenاز چیزی استفاده کردن / بهره بردن
- erfordernنیازمند بودن / لازم داشتن
- ermöglichenامکانپذیر کردن
- einschätzenارزیابی کردن / برآورد کردن
- erheblichقابلتوجه / چشمگیر
- entscheidendتعیینکننده / حیاتی
- eindeutigروشن / بدون ابهام
- Einkaufszentrumمرکز خرید
- Empfängerگیرنده
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.