feinfühlig
ظریفاحساس و حساس به احساسات دیگران
Adjektiv
مثال
Sie geht sehr feinfühlig mit Kritik um.
او خیلی باظرافت با انتقاد برخورد میکنه.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.