sich konzentrieren auf
روی چیزی تمرکز کردن
Verb
مثال
In der letzten Woche vor der Prüfung solltest du dich voll auf das Lernen konzentrieren.
تو آخرین هفته قبل از امتحان باید کاملاً روی درس خوندن تمرکز کنی.
کلمههای نزدیک
- sich beziehen aufبه چیزی اشاره داشتن / مربوط بودن به
- sich befassen mitبه موضوعی پرداختن / روی آن کار کردن
- sich richten nachبر اساس چیزی تنظیم شدن / تابع چیزی بودن
- sich zusammensetzen ausمتشکل بودن از
- sich orientieren anبر اساس چیزی عمل کردن / آن رو الگو قرار دادن
- signifikantچشمگیر / قابلتوجه (آماری)
- Schmerzenدرد
- Schnupfenآبریزش بینی / زکام
- S-Bahnقطار حومهای / شهری
- Sonderangebotپیشنهاد ویژه / حراج
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.