sich befassen mit
به موضوعی پرداختن / روی آن کار کردن
Verb
مثال
Der Ausschuss befasst sich seit Wochen mit diesem Gesetzesentwurf.
کمیته هفتههاست که روی این لایحه کار میکنه.
کلمههای نزدیک
- Schwamm drüberبیخیال شدن یه اختلاف / فراموش کردنش
- sich in Grenzen haltenزیاد جدی/شدید نبودن
- sich auseinandersetzen mitبهطور جدی به موضوعی پرداختن
- sich auswirken aufبر چیزی تأثیر گذاشتن
- sich beziehen aufبه چیزی اشاره داشتن / مربوط بودن به
- sich richten nachبر اساس چیزی تنظیم شدن / تابع چیزی بودن
- sich zusammensetzen ausمتشکل بودن از
- sich orientieren anبر اساس چیزی عمل کردن / آن رو الگو قرار دادن
- sich konzentrieren aufروی چیزی تمرکز کردن
- signifikantچشمگیر / قابلتوجه (آماری)
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.