signifikant
چشمگیر / قابلتوجه (آماری)
Adjektiv
مثال
Die Studie zeigt einen signifikanten Zusammenhang zwischen beiden Faktoren.
این پژوهش یه ارتباط چشمگیر بین این دو عامل رو نشون میده.
کلمههای نزدیک
- sich befassen mitبه موضوعی پرداختن / روی آن کار کردن
- sich richten nachبر اساس چیزی تنظیم شدن / تابع چیزی بودن
- sich zusammensetzen ausمتشکل بودن از
- sich orientieren anبر اساس چیزی عمل کردن / آن رو الگو قرار دادن
- sich konzentrieren aufروی چیزی تمرکز کردن
- Schmerzenدرد
- Schnupfenآبریزش بینی / زکام
- S-Bahnقطار حومهای / شهری
- Sonderangebotپیشنهاد ویژه / حراج
- Schaufensterویترین مغازه
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.