sich orientieren an
بر اساس چیزی عمل کردن / آن رو الگو قرار دادن
Verb
مثال
Bei der Reform orientiert man sich an anderen europäischen Ländern.
تو این اصلاحات، کشورهای دیگهی اروپایی بهعنوان الگو در نظر گرفته میشن.
کلمههای نزدیک
- sich auswirken aufبر چیزی تأثیر گذاشتن
- sich beziehen aufبه چیزی اشاره داشتن / مربوط بودن به
- sich befassen mitبه موضوعی پرداختن / روی آن کار کردن
- sich richten nachبر اساس چیزی تنظیم شدن / تابع چیزی بودن
- sich zusammensetzen ausمتشکل بودن از
- sich konzentrieren aufروی چیزی تمرکز کردن
- signifikantچشمگیر / قابلتوجه (آماری)
- Schmerzenدرد
- Schnupfenآبریزش بینی / زکام
- S-Bahnقطار حومهای / شهری
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.