sich zusammensetzen aus
متشکل بودن از
Verb
مثال
Das Team setzt sich aus Experten verschiedener Fachrichtungen zusammen.
تیم از کارشناسان رشتههای مختلف تشکیل شده.
کلمههای نزدیک
- sich auseinandersetzen mitبهطور جدی به موضوعی پرداختن
- sich auswirken aufبر چیزی تأثیر گذاشتن
- sich beziehen aufبه چیزی اشاره داشتن / مربوط بودن به
- sich befassen mitبه موضوعی پرداختن / روی آن کار کردن
- sich richten nachبر اساس چیزی تنظیم شدن / تابع چیزی بودن
- sich orientieren anبر اساس چیزی عمل کردن / آن رو الگو قرار دادن
- sich konzentrieren aufروی چیزی تمرکز کردن
- signifikantچشمگیر / قابلتوجه (آماری)
- Schmerzenدرد
- Schnupfenآبریزش بینی / زکام
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.