verschieben
به تعویق انداختن / جابهجا کردن
Verb
مثال
Können wir das Treffen auf Freitag verschieben?
میشه قرار رو بندازیم جمعه؟
کلمههای نزدیک
- vernachlässigenنادیده گرفتن / غفلت کردن
- verursachenباعث شدن / ایجاد کردن
- voraussetzenپیشفرض یا لازمه دانستن
- vergleichbarقابلمقایسه
- vereinbarenقرار گذاشتن / توافق کردن
- verdienenدرآمد داشتن / سزاوار بودن
- vermietenاجاره دادن
- versichernبیمه کردن / اطمینان دادن
- Verteidigungsministeriumوزارت دفاع
- Verteidigungspolitikسیاست دفاعی
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.