verweisen auf
اشاره یا ارجاع کردن به
Verb
مثال
Der Autor verweist mehrmals auf frühere Studien.
نویسنده چندین بار به پژوهشهای قبلی ارجاع میده.
کلمههای نزدیک
- Verfügungدسترس / دستور
- vielmehrبلکه / درعوض
- verdeutlichenروشنتر کردن / واضحتر بیان کردن
- veranschaulichenبا مثال یا تصویر توضیح دادن
- verfügen überدر اختیار داشتن
- vernachlässigenنادیده گرفتن / غفلت کردن
- verursachenباعث شدن / ایجاد کردن
- voraussetzenپیشفرض یا لازمه دانستن
- vergleichbarقابلمقایسه
- vereinbarenقرار گذاشتن / توافق کردن
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.