sich auswirken auf
بر چیزی تأثیر گذاشتن
Verb
مثال
Stress kann sich negativ auf die Gesundheit auswirken.
استرس میتونه تأثیر منفی روی سلامتی بذاره.
کلمههای نزدیک
- Schwein habenشانس آوردن (لفظاً: خوک داشتن)
- sich ins Fäustchen lachenپنهانی و با خوشحالی به چیزی خندیدن
- Schwamm drüberبیخیال شدن یه اختلاف / فراموش کردنش
- sich in Grenzen haltenزیاد جدی/شدید نبودن
- sich auseinandersetzen mitبهطور جدی به موضوعی پرداختن
- sich beziehen aufبه چیزی اشاره داشتن / مربوط بودن به
- sich befassen mitبه موضوعی پرداختن / روی آن کار کردن
- sich richten nachبر اساس چیزی تنظیم شدن / تابع چیزی بودن
- sich zusammensetzen ausمتشکل بودن از
- sich orientieren anبر اساس چیزی عمل کردن / آن رو الگو قرار دادن
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.