ungeachtet dessen
صرفنظر از آن / بیتوجه به آن
Redewendung
مثال
Die Kritik war hart, ungeachtet dessen hielt sie an ihrem Plan fest.
انتقادها تند بودن، ولی او بیتوجه به اونها به برنامهاش پایبند موند.
کلمههای نزدیک
- Unabhängigkeitاستقلال
- Unsicherheitعدماطمینان / نااطمینانی
- Umgebungمحیط اطراف
- Umsetzungاجرا / پیادهسازی
- unter anderemاز جمله / در میان چیزهای دیگر
- unter die Haut gehenعمیقاً تأثیرگذار بودن (لفظاً: زیر پوست رفتن)
- um den heißen Brei herumredenطفره رفتن از گفتن مطلب اصلی
- unterscheiden zwischenتمایز قائل شدن بین
- unterstreichenتأکید و برجسته کردن (مجازی)
- unabdingbarغیرقابلچشمپوشی / ضروری
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.