unterstreichen
تأکید و برجسته کردن (مجازی)
Verb
مثال
Diese Zahlen unterstreichen den Erfolg der neuen Strategie.
این ارقام موفقیت استراتژی جدید رو برجسته میکنن.
کلمههای نزدیک
- unter anderemاز جمله / در میان چیزهای دیگر
- ungeachtet dessenصرفنظر از آن / بیتوجه به آن
- unter die Haut gehenعمیقاً تأثیرگذار بودن (لفظاً: زیر پوست رفتن)
- um den heißen Brei herumredenطفره رفتن از گفتن مطلب اصلی
- unterscheiden zwischenتمایز قائل شدن بین
- unabdingbarغیرقابلچشمپوشی / ضروری
- umstrittenبحثبرانگیز / مورد مناقشه
- unumgänglichاجتنابناپذیر
- unbestrittenغیرقابلانکار / مسلم
- Umtauschتعویض کالا
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.