Lingofa

unumgänglich

اجتناب‌ناپذیر

Adjektiv

مثال

  1. Angesichts der Lage sind gewisse Einsparungen unumgänglich.

    با توجه به وضعیت، بعضی صرفه‌جویی‌ها اجتناب‌ناپذیرن.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.